سيد علي اكبر قرشي

157

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

مىشود ، چنان كه به محمد بن الحنفيّة فرموده : « يا بنىّ انى اخاف عليك الفقر فاستعذ بالله منه » حكمت 319 ، اى پسر عزيزم من بر تو از فقر مى ترسم از آن به خدا پناه ببر . بنت : دختر ، همچنين است « ابنة » چنان كه در رابطه با دفن حضرت فاطمه عليها السلام خطاب به رسول الله صلى الله عليه و آله گفته است : « السلام عليك يا رسول الله عنى و عن ابنتك النازلة فى جوارك و السريعة اللحاق بك » خ 202 ، 319 جمع آن بنات آيد . بنى : بنى ، بناء و بنيان مصدر هستند به معنى بنا ساختن ، « بناء » به معنى مفعول « مبنّى » نيز آيد همچنين است « بنيان » ، : « انّ لله ملكا ينادى فى كل يوم لدو اللموت و اجمعوا للفناء و ابنوا للخراب » حكمت : 132 ، اين لفظ با مشتقات آن بيست و شش بار در « نهج » ديده مىشود . بوانى : جمع بانيه به معنى اسم فاعل و نيز دندهء سينه آيد ، آن فقط يك بار در « نهج » آمده : « ألقت السّحاب برك بوانيها » خ 91 ، 133 ، صبحى صالح « بوان » بكسر واو را ستون خيمه معنى كرده و آن را در كلام امام عليه السلام تثنيه گرفته است ، رجوع شود به ( برك ) بهت : ( بر وزن عقل ) تحّير و دهشت . بهتان دروغى است كه شخص را متحيّر كند ، اين كلمه فقط چهار بار در « نهج » آمده است . آنحضرت دربارهء خويش فرمايد : « يهلك فىّ رجلان محّب مفرط و باهت مفتر » حكمت 369 دربارهء من دو نفر هلاك مىشود : دوست دارنده مفرط ( كه مرا از حدّ بشر بالا بداند ) و بهتان گوى افتراء گوى . و درباره منافقان فرموده : « فتقرّبوا الى ائمّة الضّلالة و الدعاة الى النار بالزور و البهتان » خ 210 ، 326 ، ايضا در خ 83 ، 172 . « بهتة السئوال » خ 83 ، 112 در محن خواهد آمد . بهج : ( بر وزن شرف ) شادى اين لفظ تنها سه بار در « نهج » يافته است « بهجت » : زيبائى كه بيننده را شاد گرداند ، آنحضرت به معاويه عليه لعائن الله مينويسد : « و كيف انت صانع اذا تكشّفت عنك جلابيب ما انت فيه من دنيا قد تبهجت بزينتها و خدعت بلذّتها . . . » نامهء 10 ، 369 . چه كار خواهى كرد آنگاه كه كنار زده شود